غزل: ترک های دهان وا کرده

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب

نگاهت طعم باران های بادآورده را دارد

که بعد از سال ها بر سرزمینی خشک می بارد

شبیه دارویی که روی زخمی کهنه بگذارند

اگر چه حرف هایت گاه روحم را می آزارد

ولی من باز هم مثل کویرِ تشنه ای هستم

که بی تاب است تا خود را به بارانِ تو بسپارد

ترک های دهان وا کرده در این خاک بسیارند

تویی، تا لطف خاصت دست بر زخم که بگذارد...!

تو هر ساعت به سمتی می روی، ای ابر! بیخود نیست

دلم می لرزد و دست چپم این قدر می خارد

انار نوبری! هر میهمانی می رسد از راه

تو را می خواهد از ظرفِ بزرگِ میوه بردارد!

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 8 شهريور 1396 ساعت: 17:45
برچسب‌ها :