شعر :عشق من طرح چلیپایی است تصویرش کنید

متن مرتبط با «شعر دوری از تو» در سایت شعر :عشق من طرح چلیپایی است تصویرش کنید نوشته شده است

بازتاب جلوهی گلها و گیاهان در قصاید خاقانی

  • نیلوبلاگ

    بازتاب جلوهی گلها و گیاهان در قصاید خاقانی چکیده افضلالدین بدیل، خاقانی شروانی (595-520 هـ.)، بیتردید یکی از قلّههای رفیع شعر فارسی است. استفاده از دانستههای خود، در زمینههای گوناگون علمی، ...

    ادامه مطلب
  • شعر:حاج قاسم سلیمانی

  • نیلوبلاگ

    تصویرگر شکوه ایرانی بود معنای حقیقت مسلمانی بود پرواز در آغوش شهادت بی شک زیبنده ی قاسم سلیمانی بود علیرضا همتی فارسانی دیماه ۹۸...

    ادامه مطلب
  • غزل :برایت شعر می خوانم

  • نیلوبلاگ

    نیستی هرشب برایت شعر می خوانم هنوزپای قولی که تو یادت رفته می مانم هنوزمی نشینم خاطراتت را مرتب می کنمدر مرور اولین دیدار، ویرانم هنوزکاش روز رفتنت آن روز بارانی نبوداز همان روزی که رفتی خیس باران...

    ادامه مطلب
  • از آدمیان دلتنگم

  • من چه کشیدم تو چه کردی

  • دل از تو بریدن

  • رباعی:از بس که تو ساده ای

  • نیلوبلاگ

    در عصر اتم ساده فرو می پاشی ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • غزل: نمیدانم چرا از پشت هر شعرم نمایانی ؟!

  • نیلوبلاگ

    به دور از غم؛ میان جمعی و خوشحال و خندانی تو از یک آدم بی همدم تنها ؛ چه میدانی؟! اگر چه تلخ میگویی و دورم میکنی ؛ اما ؟! به چشمانت نمی آید که قلبی را برنجانی ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • غزل: بی تو

  • نیلوبلاگ

    بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدندسالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند از همان لحظه که از چشم یقین افتادندچشم های نگران آینه ی تردیدند نشد از سایه ی خود هم بگریزند دمیهر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خودهمه از دیدن ...

    ادامه مطلب
  • بیم از بیگانه دارم ...

  • نیلوبلاگ

    ساده می گویم : یکی دارد دلم را می برد پیش از اثبات جرائم متهم را می برد هر چه هم عیار باشد موقع غارتگری مطمئنم دست کم این یک قلم را می برد این ستمکاری که من دیدم یقینا عاقبت - آبروی مردمان محترم را می برد اینکه ویران می شوم با رقص او بیهوده نیست لرزه ای گاهی شکوه ارگ بم را می برد بیم از بیگانه دارم گرچه گاهی یک نفر - از محارم حرمت صاحب حرم را می برد در زمان بوسه فهمیدم که حرفش منطقی ست هرکسی گفته...

    ادامه مطلب
  • رباعی: ای کاش که پرواز تو را می فهمید

  • نیلوبلاگ

    ای کاش که پرواز تو را می فهمید از حنجره ات، راز تو را می فهمید ای کاش قفس مثل تو بال و پر داشت تا معنی آواز تو را می فهمید بیژن ارژن...

    ادامه مطلب
  • هر چه از دوست رسد

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...

    ادامه مطلب
  • شعر معلم

  • نیلوبلاگ

    حروف درس الفبا ی ما معلم بودتمام صحبت ما یک صدا معلم بود به روی تخته ی چوبی همیشه بی پایانشروع نام خدابود، تا معلم بود نگاه روشن دنیای کودکی هایمبه خشم و بوسه ی مادر ؤ یامعلم بود خدا به وسعت ایمان به شکل هر واژهؤ جمله جمله ی ایثار ،با معلم بود قسم به...

    ادامه مطلب
  • غزل : کجاست جای تو

  • نیلوبلاگ

    شب عبور شما را شهاب لازم نیستکه با حضور شما آفتاب لازم نیستدر این چمن که ز گلهای برگزیده پر استبرای چیدن گل ، انتخاب لازم نیستخیال دار تو را خصم از چه می بافد ؟گلوی شوق که باشد طناب لازم نیستز بس که گریه نگردم غرور بغض شکستبرای غسل دل مرده آب لازم نیستکجاست جای تو ؟ – از آفتاب می پرسمسوال روشن ما ر...

    ادامه مطلب
  • شعر : گله نیست

  • نیلوبلاگ

    گرچه داری خبر از حرف دلممینویسم همه را بار دگرمیبرد گریه امانم ، گله نیستهرچه اشک است ، به لبخند تو دَر پریناز_جهانگیر...

    ادامه مطلب
  • شعر:مانند تو نیست

  • نیلوبلاگ

    شب نیست که چشمم آرزومند تو نیستوین جانِ به لب رسیده ، در بند تو نیستگر تو ، دگری به جای من بگزینیمن عهد تو نشکنم که مانند تو نیستسعدی...

    ادامه مطلب
  • غزل : باز آی

  • نیلوبلاگ

    تا کی در انتظار گذاری به زاریم ؟بازآی بعد از اینهمه چشمانتظاریمدیشب به یاد زلف تو در پردههای سازجانسوز بود شرح سیهروزگاریمبس شِکوه کردم از دل ناسازگار خوددیشب که ساز داشت سر سازگاریمشمعم تمام گشت و چراغ ستاره مردچشمی نماند شاهد شبزندهداریمطبعم شکار آهوی سر در کمند نیستمانَد به شیر ، شیوهی وحشی شکاریمشرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوزتا زندهام ، بس است همین شرمساریم═══════ * ═══════❖ #شهریار...

    ادامه مطلب
  • شعر : زندگی کنم

  • نیلوبلاگ

    بگذار با صفای تو من زندگی کنم در گوشه ی صدای تو من زندگی کنم پیش از تو بی بهانگی ام مثلِ مرگ بود بگذار تا برای تو من زندگی کنم من هر چه دیده ام،همه نیرنگ و رنگ و ننگ بگذار با وفای تو من زندگی کنم پیش از تو،شوق زندگی از دست رفته بود بگذار پا به پای تو من زندگی کنم دنیایی از طراوت و دریایی از صفا ای کاش در هوای تو من زندگی کنم سهیل محمودی ...

    ادامه مطلب
  • شادی برسان که خنده از یادم رفت

  • نیلوبلاگ

    شادی برسان که خنده از یادم رفتوقتی که خیالت از دلِ شادم رفتهر کس که کنارم آمد ، اندوهت رادر قطرهی اشک خود نشان دادم رفت─────...

    ادامه مطلب
  • شعر : یار کو ؟

  • نیلوبلاگ

    رفتیم و کس نگفت ز یاران که یار کو ؟آن رفتهی شکستهدل بیقرار کو ؟چون روزگارِ غم که روَد ، رفتهایم و یارحق بود اگر نگفت که آن روزگار کوآرید خنجری که مرا سینه خسته شداز بس که دل تپید که : راه فرار کو ؟رو کرد نوبهار و به هرجا گلی شکفتدر من دلی که بشکفد از نوبهار کو ؟گفتی که اختیار کنم ترکِ یاد اوخوش گفتهای ولیک بگو اختیار کو ؟سییمین بهبهانی...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    شعر یار کوچه سی | شعر کوی یار | شعر کوتاه یار | شعر ز کوی یار | شعر ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی | شعر یارم کو |