خرید بک لینک

غزل: نگذاشت

تا آمدم حرفی بگویم درد نگذاشت

یا بغض راه گریه را سد کرد نگذاشت

گاهی سکوت من شبیه گریه می شد

احساس می کردم غرور مرد نگذاشت

دیگر مجال زمزمه یا گفتگو نیست

دیوار هم ما را جدا می کرد نگذاشت

ادامه مطلب

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 5 مهر 1398 ساعت: 8:51

صفحه بندی