شعر : گله نیست - تاریخ: 1395/12/11 ساعت: 22:02
xa0 xa0 گرچه داری خبر از حرف دلممینویسم همه را بار دگرمیبرد گریه امانم ، گله نیستهرچه اشک است ، به لبخند تو دَرxa0 پریناز_جهانگیرxa0
غزل : خودت نمی دانی - تاریخ: 1395/12/11 ساعت: 22:02
xa0 که بود ؟ شهرهی عالم به سستپیمانیxa0وفا نکرد و دریغ از کمی پشیمانیxa0چه گفت ؟ گفت فراق تو بر من آسان استxa0وداع کرد و نمییابمش به آسانیxa0چه برد ؟ تاب مرا برد تابِ گیسویشچه بود جرم تو ؟ سرگشتگی ، پریشانیچه کرد ؟ عشق مرا کفر خواند و خونم ریختچه حکمتیست در این شیوهی مسلمانی ؟xa0چه از تو خواست ؟ غزل...
مسلمانی - تاریخ: 1395/12/11 ساعت: 22:02
xa0 واعظیxa0پرسید ازxa0فرزندxa0خویش هیچ می دانیxa0مسلمانیxa0به چیست؟ صدق و بی آزاری و خدمت به خلق هم عبادت ، هم کلید زندگیست گفت:xa0زین معیار اندر شهر ما یکxa0مسلمانxa0هست آن همxa0ارمنیست xa0 پروین اعتصامی
در چشم بر هم زدنی - تاریخ: 1395/12/11 ساعت: 22:02
xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0 ماxa0 هیچ گاه همدیگر را به تأمل نمی نگریم xa0 زیرا xa0مجال نیست xa0 این گونه است که عزیزترین کسانمان را xa0 در چشم بر هم زدنی xa0 به حوصله ی زمانهxa0 از xa0یادxa0 می بریم xa0 xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 "...
غزل : داشته باشد - تاریخ: 1395/12/11 ساعت: 22:02
xa0 ای کاش که این سینه دری داشته باشدتا یار ز دردم خبری داشته باشدیا با دل ما صبر سری داشته باشدیا رحم بر آن دل گذری داشته باشدتا کی گذرد عمر کسی در غم هجرانفرخنده شبی کان سحری داشته باشدشد عمر گرانمایه ما صرف محبتای کاش که آخر ثمری داشته باشدسوزیم بیک آه زمین را و زمان راگر دود دل ما شرری داشته باش...
حرف آسمان - تاریخ: 1395/12/11 ساعت: 22:02
آسمان حرف های ناگفته زیاد داشت xa0شاید ریزش حرف ها بر سر عابران xa0نه تنها انها را ناراحت نمی کند xa0بلکه خوشحال هم می شوند ولی هیچکس نفهمید برای چه اسمان دلش گرفته شاید حرف هایش را هیچکس نفهمد حتی چترها xa0محمدرضا گرجی
غزل: به چه قیمت؟ - تاریخ: 1395/12/11 ساعت: 22:02
xa0 اما تو بگو «دوستی» ما به چه قیمت؟امروز به این قیمت، فردا به چه قیمت؟ای خیره به دلتنگی محبوس در این تنگاین حسرت دریاست تماشا به چه قیمتیک عمر جدایی به هوای نفسی وصلگیرم که جوان گشت زلیخا به چه قیمتاز مضحکه دشمن تا سرزنش دوستتاوان تو را میدهم اما به چه قیمتمقصود اگر از دیدن دنیا فقط این بوددیدیم، ...
غزل : دلم گرفت - تاریخ: 1395/12/11 ساعت: 22:02
امشب به یاد تک تک ِ شب ها دلم گرفتدر اضطراب کهنه ی غم ها ، دلم گرفتxa0انگار بغض تازه ای از نو شکسته شدxa0در التهاب ِ خیس ِ ورق ها ، دلم گرفت !از خواندن تمام خبر ها تنم بسوخت ...از گفتن تمام غزل ها دلم گرفت ...در انتظار تا که بگیرم خبر ز تو ...در آتش ِ گرفته سراپا... دلم گرفت !متروکه نیست خلوتِ سرد د...
شعر:مانند تو نیست - تاریخ: 1395/12/11 ساعت: 22:02
شب نیست که چشمم آرزومند تو نیستوین جانِ به لب رسیده ، در بند تو نیستگر تو ، دگری به جای من بگزینیمن عهد تو نشکنم که مانند تو نیستxa0سعدی
رباعی : مثل کف دست پدرم - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:24
xa0 xa0 انگارxa0 تمامxa0 باورمxa0 زخمxa0 شدهیک ایل بلوط در سرم زخم شده ایلام چه دست های زبری داردمثل کف دست پدرم زخم شده xa0 جلیل صفربیگی
غزل : بنویس - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:24
بنویس بابا مثل هر شب نان نداردxa0سارا به سین سفره مان ایمان نداردxa0xa0بعد از همان تصمیم کبری ابرها همxa0یا سیل می بارد و یا باران نداردxa0بابا انار و سیب و نان را می نویسدxa0حتی برای خواندنش دندان ندارد انگار بابا همکلاس اولی هاستهی می نویسد این ندارد آن ندارد بنویس کی آن مرد در باران می آیدxa0این ...
رباعی : هوای ما را داری - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:24
گفتم،تو فقط هوای مـــا را داری xa0 هر دم ، تو فقط هوای ما را داری xa0 غیر از تو تمام دوستداران رفتند xa0 ای غم، تو فقط هوای ما را داری
معینی کرمانشاهی - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:24
اینقدَر هم بینشان در این گلستان نیستمدر قفس شاید ز من مشتِ پَری ماند به جا !#رحیم_معینی_کرمانشاهیxa0
رباعی : عذر موجه - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:24
هم، این فلکِ ذلیــــلِ بد پیر نخواست xa0 هم،قهوه و فال و رمل و تعبیر نخواست xa0 مشـــکل نرسیدن است ، بر میگردیم xa0 باعــــذرِ موجهی، که تقدیر نخواست !
غزل: ریخت به هم - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:24
xa0 به تب و لرز دچاریم و جهان ریخت به هم قصه ی عشق در این دور و زمان ریخت به هم روح غمگینی اگر در دل ما جا خوش کرد بغض کردیم و دل از غصه چنان ریخت به هم بعد هم رسم برادر کشی افتاد به راه بعد هم زندگی ساده یمان ریخت به هم کاش می شد که کمی عشق نصیبم می شد در غم دوریِ از عشق جهان ریخت به هم عشق چون طرح...
غزل : لحظه تنهایی - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:24
xa0 کاش یک دفعه فقط از خاطرت رد می شدم کاش می شد فارغ از اما و شاید می شدم دائماً از سوی تو در امتحانم بی دلیل من نمی دانم چرا از دید تو رد می شدم هیچ چیزی بدتر از تنها شدن انگار نیست لحظه ی تنهایی اما با خودم بد می شدم ترس از رسوا شدن اصلاً ندارم مثل تو تازه در رسواشدن با تو سرآمد می شدم عاشقت هستم...
مقاله: رنگ - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:24
مقدمه از روزگاران بسیار دور، رنگ ها همواره پیرامون بشر را احاطه کرده و وی را تحت نفوذ خود درآورده اند، و چندی بیش نیست که ما قادر به تولید رنگ و استفاده از آنها شده ایم. تا پیش از قرن نوزده، فقط تعدادی رنگ و مواد رنگی شناخته شده بودند که بیشتر آنها ریشه آلی داشتند. گران نیز بودند، به طوری که استفاده...
غزل : دلم می لرزد - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:24
سرد و بی طاقت و یک ریز، دلم می لرزددو قدم مانده به پاییز، دلم می لرزدمی رسی، شط نگاهت چه تماشا داردموج با موج گلاویز... دلم می لرزدبعد می میرم و می میرم و می میرم و بازمن و یک حسّ غم انگیز، دلم می لرزدوَ تو می آیی و می آیی و می آیی و می...از صدای نفست نیز دلم می لرزدمن پر از حرفم و صد مُهر خموشی بر ...
غزل : یک ناشناس - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:24
xa0 کدخدا میگوید از اینجا نرو ـ یک ناشناس،با بهار و گل میآید سال نو یک ناشناس xa0 با خودم میگویم ای شاعر! تو تنها نیستیتوی دنیا هست حتماً مثل تو یک ناشناسبا صدای ساعتِ قلبم از این پس مایلمبشمرم این لحظهها را تا سه! دو! یک!... ناشناس،میرسد میپرسم ای خوبِ جنوبی کیستی؟خیره میماند و میگوید که: مُو؟ یک ن...
سیر و سلوک در ورزش باستانی - تاریخ: 1395/11/20 ساعت: 8:43
xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 نویسنده: محمّدمهدی تهرانچی سیر و سلوک در مسلک عرفا راهی برای ایجاد تغییر و دگرگونی است. سیری بطئی و تدریجی که سرانجام به تصفیه، تزکیه و تحول درونی میانجامد. این دستاورد به سختکوشی و مراعات نظم و ترتیب نیاز دارد، زیرا یک حرکت عارفانه به سوی خودآگاهی است. این طریقی است که مریدان و ...

برچسب‌های مرتبط

شعر یار کوچه سی | شعر کوی یار | شعر کوتاه یار | شعر ز کوی یار | شعر ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی | شعر یارم کو | شعر از بهمن رافعی | دوری از تو | دوری از تو نتوانم | دوری از تو داره نفسمو میگیره